لطفا رأی بدهید. جان مادرتان.     
راویان اخبار و ناقلان اسرار و طوطیان شکرشکن شیرین‌گفتار روایت کنند که: روزی زورگوی سبیل از بناگوش در رفته‌ای جوانکی را «یخه» نمود و به حیلتی او را به خلوت کشید و قصد تعرض به او کرد. جوانک شروع به تقلا کرد و او را به جان مامانش قسم داد که رهایش کند. اما چه سود که هورمون‌های سبیل از بناگوش دررفته گوش‌شان بدهکار نبود. عاقبت جوانک بی‌چاره نالان گفت که حالا که چاره‌ای نیست من شرطی دارم و اگر قبول کنی من حرفی ندارم. زورگو نیش‌خندی زدی و گوشه چشمش مانند برونکا برقی زد و گفت شرطت را بگو. جوانک گفت که شرط من آن است که وقتی که از اینجا بیرون شدیم، پیش همه بگوییم که من آن کار را با تو کردم. سبیل از بناگوش دررفته هم گفت، خیالی نیست. این کار بکنیم و آن طور بگوییم. هر کس این سبیل مرا و حال نزار تو را ببیند خودش گوشی دستش می‌آید.

حالا حکایت تحریمی‌ها هم همین حکایت جوانک ما است. حاضرند چهار سال ترتیب‌شان داده شود، اما همین قدر که همه جا چو بیاندازند که ما با رأی ندادن ترتیب حکومت را دادیم خوش هستند.

از شوخی که بگذریم، می‌خواهم نگاهم را در این زمینه بنویسم. به این امید که حتی یک نفر را که نمی‌خواسته رأی بدهد راضی کنم که رأی بدهد.

یک اشکال ذاتی و چند هزارساله ایرانی‌ها در این است که ساده‌انگارانه فکر می‌کنند هر چیزی را خراب کنند می‌توانند بی‌نقص از نو بسازند. آخر با کدام سابقه کاری این اعتماد به نفس را پیدا کرده‌اید؟ ۳۰ سال پیش که همه چیز را ویران کردیم، درست‌تر و بهتر از قبل ساختیم که این دفعه این کار را بکنیم؟ آخر کدام رفتار این ملت شما را امیدوار کرده که در این ۳۰ سال تجربه اندوخته‌اند؟ این که بعد از ۳۰ سال نق و غر زدن به احمدی‌نژاد رأی دادند (بعضی هم با رأی ندادن‌شان به روی کار آمدن احمدی‌نژاد کمک کردند که از نظر من فرقی ندارد). حالا این مردم فردا که اصلا فرض کنیم انقلاب شد، این بار درست رأی خواهند داد و یک سلطان دیگر علم نخواهند کرد؟ هزاران سال این ملت سلطان بالای سرشان بوده. با یک انقلاب یک روزه که نمی‌شود عادت سلطان داشتن را از سرشان انداخت.

یک دلیلی که خیلی‌ها بخاطر آن انتخابات را تحریم می‌کنند زیر سؤال بردن مشروعیت نظام است. فرض کنید که اصلا هشتاد درصد مردم رأی ندهند. فکر کنم هر کسی قبول داشته باشد که دیگر بیست درصد پای کار ثابت هستند. بعد چه می‌شود؟ آیا این ادا و اصول و ژست فردای انتخابات و اخبار حماسه‌سازی مردم است که زور به فشار شما می‌آورد؟ دوست دارید که اصلا بساط همین رأی نصف و نیمه هر برچیده شود و حکومت بدون تعارف بگوید که اصلا رأی هم نخواستیم. ما با زور سر کار هستیم و همین فیلم و سیاه‌بازی را هم جمع می‌کنیم. آن وقت ایران خیلی جامعه ایده‌آلی می‌شود؟ دوست داری حکومت نظامی به سردمداری سپاه داشته باشی؟ خیال شما راحت. با همان یک بار رأی ندادن امثال شما موقع انتخاب شدن احمدی‌نژاد به اندازه کافی به این سناریو کمک کردید. یک بار دیگر هم این کار را بکنید که به آن جامعه ایده‌آل نزدیک‌تر شویم.

حالا یک عده می‌گویند که «این به اصلطلاح» اصلاح‌طلبان امتحان خودشان را پس داده‌اند. یک بار که عنان اختیار به کف‌شان دادیم چه گلی به سر ما زدند که این بار بزنند. دلبندان من. چه بخواهید چه نخواهید بضاعت ما همین است. شاید سی سال پیش که خودمان را بدبخت کردیم چهار تا مدیر لایق در این کشور بود که بعد از کلی هزینه روی دست ملت گذاشتن، تجربه‌ای کسب کرده بودند و امثال ایران خودرو و کفش ملی و ... را به جایی رساندند. اما همان سی سال پیش همه را در کوزه انداختیم. الان به من بگویید چه کسی هست که قدرت معجزه دارد و پشت خط مانده است؟ ملی‌مذهبی‌ها که من خیلی برای‌شان احترام قایل هستم، آخرین باری که کار اجرایی کردند سی سال پیش به مدت چند ماه بود. یا نیم قرن پیش چندتایی‌شان در دولت مصدق بودند. حالا شاید از نظر سیاست خارجی مسالمت‌جوتر باشند، اما بی‌تعارف از نظر کار اجرایی مدلی نیست که بتوانیم روی آن حساب باز کنیم.

این هم مد شده که همه به خاتمی می‌پرند که وقتی که ما به خاتمی رأی‌مان را دادیم، بی‌عرضه بود و هیچ نکرد. اول این که عزیز من، رأی دادی. شاخ غول را که نشکستی! وقتی که برای ایران جان دادی بیا و برای من منت بگذار. کوچک‌ترین و بی‌هزینه‌ترین کاری که در راه توسعه ایران می‌توانستی انجام بدهی یک رأی دادن بود. اخبار و پروپاگاندای حضور پرشکوه و حماسه‌ساز مردم در پای صندوق رأی جوشی‌ات کرده؟ تو که طاقت این را نداری، برای من انقلاب خواهی کرد و اگر دستگیر شدی و سرت را تا گردن در چاه توالت فرو کردند طاقت می‌آوری؟

آدمی که در طول سی سال پنجاه کیلو وزن اضافه کرده است، یک شبه خوش‌اندام نمی‌شود. هزاران سال این ملت تن‌پروری فکری کرده. هزاران سال رعیت بوده. انتظار داشتی در عرض هشت سال همه جا گلستان شود؟ تعارف نداریم. اگر روزی برسد که ایران توسعه یافته و دارای دموکراسی باشد، عزیز من آن روز من و تو هفت کفن پوسانده‌ایم. اگر فکر کردی با تحریم تو همین فردا و پس فردا تقی به توقی می‌خورد و ایران گلستان می‌شود، ساعت خواب! ما حالاها باید اشتباه کنیم و تجربه کسب کنیم تا شاید پنجاه سال دیگر ایرانی قابل افتخار بر پا شود. دموکراسی یک شبه از آسمان به زمین نمی‌افتد. با خطا رأی دادن و به خطا تحریم کردن، ملت تجربه کسب می‌کنند و لایق دموکراسی می‌شوند. همین که جبهه مشارکت یک مجلس سر کار بیاید و بیرون بیاندازندش خودش تجربه است. ما اینها را قبلا تجربه نکرده‌ایم، الان هزینه‌اش را می‌دهیم. الان درس بگیریم که فردا نتیجه آن را ببینم.

اگر دلت را خوش کردی که با رأی ندادن تو، خودت را از اسم جمهوری اسلامی کنار کشیده‌ای و چشمت به خارج از کشور است، بگذار چشمت را باز کنم. من که در آمریکا هستم این را می‌بینم که معدودی هستند که بین حکومت و مردم ایران فرق قایل هستند. در اخبار شاید این طور بگویند. اما وقتی که به یک نفر می‌گویی که من ایرانی هستم، آن چه که طرف از ایران دیده احمدی‌نژاد و بسیجی‌های کفن‌پوش هستند. حالا خودت انتخاب کن که تصویر کشورت احمدی‌نژاد بی‌لیاقت باشد، یا خاتمی فرهیخته. اگر دلت را خوش کرده‌ای که فردا آمریکا حمله می‌کند و برای تو دموکراسی می‌آورد، چشمت را خودت باز کن و عراق را ببین. تازه خوابی که برای ایران دیده‌اند حتی با عراق هم فرق دارد. عزیز من. آیا مطمئن هستی که بعد از پایین کشیدن جمهوری اسلامی، ایرانی روی نقشه خواهد بود که برای آن دموکراسی باشد؟ آن موقع باید تصمیم بگیری که می‌خواهی تابعیت ایران مرکزی را داشته باشی، یا ایران شمالی، یا آذربایجان جنوبی، یا کردستان شرقی یا بلوچستان و ... این خوابی است که نئوکان‌های آمریکا برای ایران دیده‌اند. که این دندان لق را یک بار برای همیشه بکشند.

برای انتخابات مجلس در خارج از ایران نمی‌توان رأی داد. حاضر بودم ۱۰ ساعت رانندگی کنم تا واشینگتن و رأی بدهم. این کار را حتما برای انتخابات ریاست جمهوری خواهم کرد. خواهش می‌کنم اگر حوصله کرده‌ای و این متن را تا به اینجا خوانده‌ای، کمی هم بیشتر فکر کن و بعد جان مادرت برو رأی بده.

پی‌نوشت: این جور مواقع جزء معدود دفعاتی است که دلم می‌خواست وبلاگ پرخواننده‌ای داشتم.

در بالاترین

واقعا جای تاسف است با این استدلال ، استدلال اشتباها برعکس است،
رای بدهیم که دریای خزر را از دست بدهیم، خلیج فارس را از دست بدهیم، جزایر را بدهیم، آزادی بیان را و آزادی پوشش را و حقوق شهروندی و زنان را و ... کمی فکر کنید شما با رای دادن شبیه آن جوانک نیستید؟

(نظر پاک شده است)

This post has been removed by the author.

من متوجه نمی‌شوم که شما چطور با رأی ندادن به همه اینها می‌رسید. اگر توضیح داده بودید که بعد از رأی ندادن گام بعدی برای رسیدن به همه اینها چه بود، آن وقت می‌توانستیم ببینیم که چقدر واقع‌بینانه است. این همان تفکر ساده‌انگارانه است که می‌گوید فعلا نقدا خراب کنیم، حالا بعدا بهترش را می‌سازیم. بدون این که هیچ ایده‌ای داشته باشند آن بهتر ساختن چطور باید بشود و چقدر عملی است.

خاتمی فرهیخته??

baba to ham delet kheli khoshe engar.
jawgir shodi to ham.

دوست نادیده عزیز
به احترام درک سیاسی‌تان تعظیم می‌کنم
موفق باشی

من هم احترام وسلام
دلی که برای وطن می تپد شناسای آن کار سختی نیست
پایدار باشی

Very good post, thanks for taking the time to bring up the issue.

inam ye noei az tashvighe mardom baraie rai dadan ! shoma bia inja kandid haro bebin badesh begoo rai bedid ! man yani beram be ye kasi rai bedam ke sar ta pa dare dorogh mige ke rai biare ?
Sham midan , mosabeghe mizaran , AHANGE TECHNO mizaran tooie setad , aks migire ba nazo ada va ... akhe chi begam man

خیلی ممنون که نوشتی! و امیدوارم که تاثیر بذاره. واقعأ دلم میخواست که می‌شد از خارج از ایران هم رای داد و من فردا صبح زود می‌رفتم برلین که رای بدم :( خدا کنه اشتباه قبلی رو مردم تکرار نکنند

سلام

دوست عزیز مگر استقلال ملتهای تحت ستم غیرپارس در ایران حق اولیه آنها نیست؟ چرا شما می خواهید در برابر اراده ملتها بایستی؟ شما اگر کوچکترین اعتقادی به دمکراسی داشتی این حرفها را نمی زدی. برایتان متاسفم
Oktay babayi ajabshir
Turkey

از همه دوستانی که لطف داشتند ممنون.

به این دوست آخری هم عرض کنم که نه خیر. استقلال حق‌شان نیست و این هیچ منافاتی با دموکراسی ندارد. از آمریکا دموکرات‌تر داریم؟ آمریکا هم وقتی که چند ایالتش یاغی‌گری کردند و اعلام استقلال کردند سراغ‌شان رفت و پنج سال جنگیدند تا کشور را یک پارچه کنند. همان قدر که شما نسبت به آذربایجان حق داری من هم دارم. همان قدر که ملک پدری شماست، ملک پدری هر ایرانی دیگری هم هست. در ضمن من اینجا از ایران می‌گویم. کجا گفتم پارس؟ من در آمریکا حتی یک بار هم خودم را پارسی یا «پرشن» معرفی نکرده‌ام. هر بار توی چشم‌شان زل زده‌ام و گفته‌ام که من یک ایرانی هستم. چون می‌دانم تفاوت ایرانی با پارسی چیست.

ولی خوب از نظری که دادی ممنون. امیدوارم نظرهای امثال چشم بعضی‌ها را باز کند.

Dude! with all do respect, your analogy is wrong and offensive, Molana has a story of the people of Iran following what the soltan tells them to do regardless of the brutality of soltan. you can read that strory if you are looking for a similar offensive counter argument. you don't need to offend people to make a point :) we can chat about it gmail if you like

سیا جان،

من قصد توهین نداشتم. یک نظریه‌ای هست که می‌گه مثال هر چی مستهجن‌تر باشه بیشتر تأثیر می‌ذاره. خودم هم در متن گفته بودم که این یک شوخی بود. بهر حال اگر طبق حدس من تو هم تحریمی هستی اول این که ببخشید اگر توهینی شد. دوم این که حاضرم با هم بحث کنیم.

سلام
تمام حرفهایی که زده بودی درست و منطقی به نظر می رسن
ببخشید که اینجوری می گم ولی شما نفست از جای گرم در می آد. همه ی علت اینکه مردم رای نمی دن نشان دادن اعتراض با تحریم انتخابات نیست.شما فکر می کنی اونی که به خاطر قبول نداشتن این حکومت نمی ره رای بده می خواد خراب کنه که دوباره بسازه؟ اصلا مگه رای اون تاثیری داره؟ هر چی قراره بشه همون می شه. خراب کردن مملکت از دست مردم خارج شده. منظورم اینه که اگه چیزی هم برای خرابتر کردن باقی مونده باشه قدرتی فراتر از قدرت مردم می طلبه. واسه همینه که مردم وقتی می بینن هیچ تاثیری تو هیچی ندارن نمی رن رای بدن.
یه دلیل دیگه واسه رای ندادن اینه که کسی نیس که بشه بهش رای داد. یعنی هیچ بدی وجود نداره که بین بد و بدتر اونو انتخاب کنی. همه بدتر هستند. آدم های موثر اصولا تایید صلاحیت نشدن.
به علاوه مساله این نیس که پامونو از مملکت بکشیم کنار. پای ما تو مملکته. ولی مملکتی که هر روز داره خراب تر می شه. شما مطمئن باش هنوز کسایی هستند که به خاطر درست شدن کشورشون حاضر اند هر کاری بکنن ولی اولا نگران اند که دچار سرنوشت انقلاب اسلامی بشن ثانیا برای درست کردن همیشه نباید انقلاب کرد و بر انداخت ثالثا همه ی صداها قبل از اینکه تبدیل به فریاد بشن خفه می شن.
نظر من اینه که مردم باور کردن که کاریش نمی شه کرد و شرکت نکردن در انتخابات به معنای نشان دادن اعتراض و نارضایتی نیست چون همه مردم و سران حکومت می دونن که همه ناراضی هستندو لزومی به نشان دادنش نیست اون آدمی هم که به خاطر نشون دادن اعتراضش نمی ره رای بده اونقدر عصبانیه که فقط می خواد یه جوری احساس کنه که نشون داد از اینا متنفره و با حرفای شما هم نمی ره پای صندوق رای.
حکومت هم نگران نرفتنش نیست چون اولا اونقدر آدم داره که بیان صف ها رو پر کنن و به حد کافی هم کسایی هستن که از ترس نداشتن مهر تو شناسنامه برن رای بدن اگر هم کم اومد عده ی زیادی قابل خریداری هستند و به هر حال مردم زیادی به دلایل مختلف می رن رای میدن در ثانی اصلا مگه مهمه چقدر آدم می آن رای بدن؟ حکومت رقم مورد نظر خودش رو اعلام می کنه و آدمای خودشو سر کار می آره. تمام

مجید جان من تحریمی نیستم یعنی در حقیقت به نظرم مسخره است که من اینجا اینور دنیا بشینم و برای مردمی که دارن توی ایران زندگی میکنند نسخه بپیچم. حقیقتش من اصلا نمیدونم کی کاندیدا شده و کی صلاحیتش تایید شده

خودتم میدونی که من وقتی حرف مستهجن و گرافیک پیش میاد ابائی ندارم که تا نهایتش پیش برم و من خودم پایتم منتها وقتی توی یک مسئله سیاسی این مدلی حرف بزنی دیگه جایی برای دیالوگ باقی نمیمونه که من بیام حرف خلافشو بزنم از همون اول بکن بکنه ظاهرا و کسی حرف آدم رو نمیشنوه میدونم که گاهی اوقات کلافه میشی و با خودت میگی اینا چرا این چیزای به این سادگی رو نمیفهمند!!!. میخوام بگم ممکنه کسایی که میخواستن رای بدن استقبال کنند ولی اونایی که رای نمیدن اصولا همون مثال اول رو که بخونن میبینن که داستان بیشتر استهجانه تا استدلال و آدم به منظورش نمیرسه. من فقط برام خیلی جالبه که همه بچه هایی که خارج از ایرانن در مورد الزام/یا عدم لزوم رای دادن نوشتن.

اینروزا سرعت آپدیتت از سرعت خوندن من رفته بالاتر :)من خیلی از نوشته هایی که اینجا مینویسی رو کامل درک میکنم بخصوص اونکه درباره سواد عمومه

پری جان،

این همان نگاه منفعلی است که من هر روز به خودم یادآوری می‌کنم از آن دوری کنم.

سیاه جان،

حق با تو است. در ضمن ممنون که مرام گذاشتی و به مسخره بسنده کردی و زیادی گرافیک نشدی :) ما ارادت داریم.

سلام. من تحريمي نبودم. تا پيش از اين هم تو همه انتخابات ها شركت كرده بودم. در انتخابات رياست جمهوري دور اول به معين و دور دوم به هاشمي راي دادم. ولي دوست من انتخابات تو ايران ديگه خيلي لوث شده. نگاه كن. به نظر من همه چيز يه نمايشه كه همونجور كه نظام پيش بيني كرده اتفاق ي افته. اگه تلويزيون ايرانو يك هفته قبل و يك هفته بعد از انتخابات نگاه كني كاكلا متوجه كيفيت اين نمايش مي شي. من اين دفعه راي ندادم و ناراحت هم نيستم. پيش وجدانم هم ناراحت نيستم. در ضمن اگر سايت هاي اصلاح طلب رو دنبال كرده باشي به عمق فاجعه و تقلبي كه انجام شده بيشتر پي مي بري. مجيد انصاري مطمئن بوده كه راي 1 تا 5 تهران رو اورده در صورتي كه اينا نفر 30 ام ليبست گذاشتنش. اينو چه جوري توجيه مي كني؟ آيا مردم فقط يه سري مترسك براي فيلم برداري از صفوف به هم پيوسته و... اين چرنديات نبودن؟ و آخرشم هم اونا اسم همون كسي رو كه دوست دارن از صندوق بيارن بيرون؟
من با اصلاحات مخالف نيستم. اصلاحات تنها راه برون رفت از اين بن بست هست. چون اگهگزينه مقابل اصلاحات انقلاب هست كه يك بار جواب خودش رو پس داده. تو اين وضعيت من كه به پوچي سياسي محض رسيدم. هيچ نظري درباره اوضاع فعلي ندارم. خودم هم تو وبلاگم مطلبي در اين مورد نوشتم اگه بخوني و نظر بدي خوشحال مي شم.