چاپگرهایی که بطور عمدی رد می‌گذارند     
در ماشین‌های تایپ قدیمی به دلیل ساختار مکانیکی‌شان محل ضربه زدن هر یک از اهرم‌ها روی کاغذ بطور ناخواسته کمی متفاوت بود. یعنی بعضی از حروف بطور نامحسوسی کمی بالاتر یا پایین‌تر چاپ می‌شد. اما همین تفاوت‌های ناخواسته باعث می‌شد که هر ماشین‌ تایپ برای خودش یک «اثر انگشت» یکتا داشته باشد. این خاصیت خصوصا برای ردگیری نامه‌های تبه‌کارها خیلی مفید بود. حتی گفته می‌شود که کا.گ.ب. یک اداره مخصوص برای ثبت و نگهداری «اثر انگشت» تمام ماشین‌های تایپ داشت تا بتواند هر متن تایپ شده‌ای را ردگیری کند.

اما فکر نکنید که با به بازار آمدن چاپ‌گرهای رایانه‌ای از شر این «اثر انگشت» خلاص شده‌اید. بعضی از چاپ‌گرها یا ماشین‌های تکثیر لیزری رنگی بطور عمدی شماره سریال و زمان چاپ را بطور نامحسوس و رمز شده روی کاغذ چاپ می‌کنند. ظاهرا این کار برای تضمین دادن به مقامات رسمی بوده که از چاپ‌گرهای تولید شده برای جعل اسناد استفاده نشود.

معمولا برای نامحسوس بودن این اثر انگشت، از نقطه‌های بسیار ریز زرد رنگ استفاده می‌شود.



من خودم وقتی که این مطالب را می‌خواندم کاغذی را که با چاپ‌گر رنگی چاپ کرده بودم نگاه کردم و متوجه چیزی نشدم. اما ظاهرا با داشتن نور آبی و یک ذره‌بین می‌توان آنها را دید:




این نشانی یک سایت است که توانسته رمزی را که مدل داکیوکالر زیراکس (Xerox DocuColor) از خودش به جا می‌گذارد رمزگشایی کند. از نظر این‌ها این ردگذاری عمدی حریم خصوصی مصرف‌کننده‌ها را به خطر انداخته و تلاش‌شان را می‌کنند که رمز بقیه چاپ‌گرها را هم بشکنند. عکس‌ها را هم از همان سایت برداشته‌ام.

شرمنده‌ام که با هر چیز پیش‌پاافتاده‌ای کف‌بر می‌شوم. فقط خواستم قبل از این‌که آن پروژه جعل‌تان را که همیشه در سر داشتید در عمل پیاده کنید، این ماجرا را با شما در میان بگذارم. مراقب باشید! برادر بزرگ شما را می‌پاید!

شرمنده‌ام که با هر چیز پیش‌پاافتاده‌ای کف‌بر می‌شوم. فقط خواستم قبل از این‌که آن پروژه جعل‌تان را که همیشه در سر داشتید در عمل پیاده کنید، این ماجرا را با شما در میان بگذارم. مراقب باشید! برادر بزرگ شما را می‌پاید
اين جمله ْخر نزديك بود من رو بكشه فكر كردم با يك پيش گو طرف هستم

خیلی جالب بود
من نتونسم روی کاغذها چیزی پیدا کنم


دیگه به پرینتر هم نمیشه اعتماد کرد

سلام بر شما
خيلي جالب بود
مرسي از خبر رساني

ferancesco جان،

من پیشگو نیستم، اما خودمان را خوب شناخته‌ام :)

از بقیه دوستان هم که نظر گذاشتند ممنون.

خوب جالب بود تو جعل بعدیم حتما دقت میشود...

با خواندن مطلبت داستان های شرلوک هلمز به یادم آمدند
که اگر نویسنده زنده بود چه داستانهایی درباره ی اینگونه مسائل می نوشت

این موضوع حقیقت دارد هرچند من هم نتوانستم آثارش را پیدا کنم